
فقط ۳ روز تا بازی با مکزیک مونده دعا کنید
![]()
+
نوشته شده در پنجشنبه 1385/03/18ساعت 16:40 توسط
|

آدرس جدید وبلاگ رضا صادقی و سایت اصلی هواداران
+
نوشته شده در پنجشنبه 1385/03/18ساعت 16:24 توسط
|

با تشکر از نیاز
" دوباره تنها شده ام. دوباره دلم هوای تو را کرده است. خودکارم را از ابر پر می کنم و برایت از باران می نویسم. یادت از بالای فرشته ها در کنارم می افتد و گلهای داوودی لحظه هایم را مترنم می کند. به یاد شبی می افتم که تو را در میان شمع ها دیدم. پروانه ای تو را سرود و خاکستر شد. "
منتظر شنیدن تپشهای قلبت هستم.

+
نوشته شده در چهارشنبه 1385/03/17ساعت 19:32 توسط
|

عجب عکسهایی![]()
بازم براتون عکس می ذارم![]()

+
نوشته شده در چهارشنبه 1385/03/17ساعت 19:27 توسط
|


+
نوشته شده در چهارشنبه 1385/03/17ساعت 19:23 توسط
|

+
نوشته شده در چهارشنبه 1385/03/17ساعت 19:6 توسط
|

درسته كه اين وبلاگ در اختيار رضا صادقي است ولي به دليل ايراني بودن براي تمام ملي پوشان فوتبال دعا كنيد
در ضمن به سايت جام جهاني سر بزنيد و به علي كريمي راي بديد
پس علي كريمي يادتون نره
+
نوشته شده در چهارشنبه 1385/03/17ساعت 18:32 توسط
|

در اين فرصت از كلوپ رضا صادقي تشكر مي كنم كه مطالب را در اختيار كلبه مشكي قرارداده اند
+
نوشته شده در سه شنبه 1385/03/16ساعت 13:22 توسط
|

با سلام
دوستان من اومدم واستون يه آلبوم بسيار جديد و زيبا از رضا صادقي بنام ( كما ) رو واسه دانلود بذارم . اين آلبوم از كيفيت بسيار عالي برخوردار هست و پيشنهاد ميكنم حتما دانلود كنيد ! براي دانلود شما ميبايست به سايت مرجع ( سايتي كه آلبوم رو گذاشته مراجعه كنيد )
................................................. ....................
براي دانلود آلبوم رضا صادقي ( كما ) . به سایت www.shirazpatogh.com سر بزنيد
.................................................. ....................
اميدوارم لذت ببريد !
+
نوشته شده در سه شنبه 1385/03/16ساعت 13:1 توسط
|

قبل از هر چيز از آنهايي ممنونم که اين فرصت را به وجود آوردند، دوست نداشتم براي حضور در تلويزيون بگويند اين اجازه نمي دهد،آن اجازه نمي دهد،براي جواد رضويان که يکي از دوستان پاکم من است ، ارث بابام را با افتخار کار کردم،خدا را شکر که وسيله اي ديگر براي اين که صدايم را به گوش مردم برسانم پيدا شد. رفقاي هنري ات؟ جواد رضويان ومهدي رضوان. دوستان ورزشي ات چطور؟ علي انصاريان،يحيي گل محمدي، عارف محمدوند،وحسين توکلي ، بيشتر با اينها ارتباط دارم. کداميک از بازيگران را بيشتر دوست داري؟ بهروز وثوقي را خيلي قبول دارم وفکر مي کنم بازيگر همه سالهاست،بعد از وثوقي هم محمد رضا فروتن را دوست دارم. از اين که کارت مجوز گرفت و اولين کاست را دادي چه حالي داري؟ خوشحال کننده بود،اي کاش مي توانستم کارهاي جديدي ارائه کنم اما کارهاي قديمي را بازسازي کردم. بهترين خاطره زندگي ات؟ کنسرت هايم بهترين خاطره هاي زندگي من است. وبدترين خاطره؟ فوت دايي ام. با ارزش ترين چيز زندگي ات؟ عزت نفسي که از لطف بي حد وحصر خداست،بعد از آن داشتن خانواده خوب وبسيار عاشق وعاشق تر از چيزي که بايد باشند ودر آخر مردم عزيز کشورم را مي توانم به عنوان پشتوانه هاي احساسي خودم داشته باشم، هر چند نتوانستم باري را از روي دوش آنها بردارم. کجاي ايران را بيشتر از جاهاي ديگر دوست داري؟ اصفهان،نمي دانم چرا ولي وقتي مي روم آنجا به عنوان يک ايراني احساس غرور مي کنم ، فکر مي کنم ايراني ها قدرتمند،هنرمند وبا ذوق هستند.وصيت مي کنم بعد از مرگم در اصفهان دفنم کنند. تو به خاطر اشتباه يک پزشک در کودکي فلج شدي آيا آن دکتر را بخشيده اي ؟ از صميم قلب آن دکتر را بخشيده ام فکر مي کنم آن پزشک يک وسيله بود براي ايجاد يک حصار تا خودم را بهتر بشناسم ، آن دکتر کاره اي نبود، فکرکنم يک کسي از آن بالا گفته بود اين کار را انجام دهد. از آن دکتر خبر داري؟ فوت شده اندف خيلي وقت است که دستشان از دنيا کوتاه است. سر قبرش رفته اي؟ نمي دانم کجاست،اگر مي دانستم مي رفتم اماهميشه براي او فاتحه مي خوانم. نهايت آرزو ؟ عاشق را آنجور که به دنيا آمده ام بيان کنم و رضا صادقي بشود کتاب. فقر را معني کن؟ فقير کسي نيست که پول ندارد، کسي است که عزت ، حرمت ودر نهايت اصالت ندارد. الگوي زندگي ات؟ آقا اميرالمومنين شاعراني که دوست داري؟ اخوان ثالث واحمد شاملو در عصر حاضر،مولانا وحافظ از بين شاعران کهن ايران. از چه چيزي مي ترسي ؟ اين که روزي جايي در دل مردم نداشته باشم. زيربناي زندگي ات؟ اگر بگوييد زيربناي زندگيم چه کسي است مي گويم مادرم اما اگر بگوييد چه چيزي بايد بگويم عزتم. چه ورزشهايي را دوست داري؟ فوتبال را دوست دارم و3 سال هم عضو تيم بستکتبال با ويلچر هرمزگان بودم. مقامي هم آوردي؟ يک بار پنجم کشور شديم و سال 1374 يا 75 هم در رده بزرگسالان کشور به مقام نايب قهرماني رسيديم. فوتبال بهتر است يا بسکتبال؟ فوتبال فقط دوندگي هست وتلاش براي زدن يک گل اما بسکتبال دنياي ديگري دارد ومي توان امتيازهاي بيشتري کسب کرد آن هم از يک حلقه ي کوچک. به چه تيمي علاقه داري؟ پرسپوليس را خيلي دوست دارم ، تمام خانواده ي من پرسپوليسي هستند البته با بعضي از بازيکنان استقلال هم دوست هستم. چه کسي را در پرسپوليس بيشتر دوست داري؟ اول پروين وبعد هم علي انصاريان و از قديمي ها هم افشين پيرواني را دوست دارم. رنگ پيراهن پرسپوليس قرمز هست، چرا اين تيم را بيشتر از تيم هاي ديگر دوست داري؟ بعضي وقتها در پيراهن پرسپوليس مشکي هم پيدا مي شود. در بين تيم هاي مطرح دنيا رئال مادريد پيراهن يکدست مشکي در برخي بازيهايش مي پوشد؟ رئال محبوب ترين تيم من است مگر کسي هم هست که رئال را دوست نداشته باشد اما بعد از رئال به منچستريونايتد وچلسي علاقه دارم البته چلسي را به خاطر درخشش سال قبلش دوست دارم. در بين بازيکنان تيم ملي به چه کسي علاقه داري؟ علي دايي خيلي محترم است، البته همه ي ملي پوشان گلند اما علاقه ام به مهدوي کيا زياد است چون گفته من هم جزيي از مشکي پوشها هستم ومن نيز از وي قول گرفتم. در بين بازيکنان خارجي چي؟ فيگو و زيدان چون اخلاقشان بهتر از ديگران است. فوتبال هم تماشا مي کني؟ تمام بازيهاي تيم ملي را مي بينم وقتي بحرين را برديم خيلي خوشحال شدم بحريني ها چند سال قبل با پيراهن عربستان دور افتخار زدند با پيروزي مقابل بحرين در تهران عذابيکه ازاون روز کشيدم جبران شد. تا به حال به ورزشگاه رفته اي؟ نه ولي دوست دارم بروم و در بين مردم بنشينم. بيوگرافي؟ رضا صادقي هستم 25 مرداد 1358 ساعت 7:30 صبح در آناميس به دنيا آمدم. آناميس کجاست؟ اسم قديم ميناب است اما بزرگ شده ي شهر خوب بندر عباس هستم عزت اين شهر هميشه روي سر من هست. در کدام محله ي بندرعباس بزرگ شدي؟ در محله ي کمربندي بزرگ شدم محله ي شير اول. شغل پدرت چيست؟ مدرس قرآن تحصيلاتت؟ ديپلم ادبيات تجديد هم مي آوردي؟ خيلي تجديد آوردم از اول راهنمايي تجديد آوردنها شروع شد وتا آخر با من بود دوم دبيرستان هم مردود شدم. پايين ترين نمره ات چند بود؟ صفر، در رياضي هميشه صفر بودم زبان انگليسي من هم خوب نبود.اما ادبياتم هميشه از ديگر درسها بهتر بود. نمي خواهي بروي دانشگاه؟ چرا دوست دارم در رشته ي موسيقي ادامه تحصيل دهم البته بعد از ازدواج. شيطنتهايت يادت هست؟ پنکه هاي مدرسه را خم مي کرديم تا شبيه گل لاله شود اما بيشتر روغن مي ريختيم روي تخته ي سياه تا با گچ سياه نتوانند روي سياهي آن چيزي بنويسند. مريم حيدرزاده گفته است مشکي رنگ عشق نيست بلکه رنگ عشق قرمز است؟ من شعرهاي مريم را خيلي دوست دارم، او دوست خوب من است به نظر من انسان ماهي است من مريم را خواهر روحي خودم ميدانم به من هم گفت مشکي رنگ عشق نيست ، حيدرزاده عاشق رنگ قرمز است اما سليقه ي اورا به معني نقض رنگ مشکي نگذاريد. از طرف لوس آنجلسي ها پيشنهادي نداشته اي؟ چرا اما نمي توانم 70 ميليون ايراني را ناديده بگيرم من حرف ناصوايي نمي زنم ودليلي ندارد بروم جاي ديگر آن را مطرح کنم. تا حالا چند تا آهنگ خوانده اي؟ 180 آهنگ خوانده ام
+
نوشته شده در سه شنبه 1385/03/16ساعت 12:58 توسط
|

"در ايران فقط شماييد يا مشکي پوش ديگري هم ميشناسيد"؟ نه ولي آقاي عصار هم از مدتها قبل ،مشکي ميپوشيدند قطعا ايشان هم ايده هاي خواص خودشان را دارند. البته شنيده ام که آقاي وثوقي هم زماني،خيلي مشکي را دوست داشتند و در جواني مشکي پوش بوده اند. "رمز موفقيت شما"ترانه"است"؟ بله،من هم مثل شما فکر ميکنم.من هميشه سعي کرده ام تا ذهنيتم را به تفکر جوانهايي که کارم را گوش ميدهند نزديک کنم... در واقع سعي کرده ام تا با ترانه هايم،به فضاي فکريه عميق و شخصي جوانها وارد شوم و فکر آنها را خوب بفهمم... نه اينکه بر اساس منطق خودم ،عمل کنم.بعبارت ديگرمن هيچگاه سعي نکردم در پيشگاه يک منتقد،با جوانها بر خورد کنم... "شما با هيچ ترانه سرايي کار نميکنيد"؟ چرا،براي البوم دومم، دو ترانه را با خانم "مرجان زنگنه" نوشته ايم.ايشان حس مرا خوب ميفهمد و فکر ميکنم اين دو ترانه را که با هم کار ميکنيم مورد استقبال مردم قرار گيرد.ضمن اينکه سعي کرده ام تا البوم جديدم از اشعار "فولوکلريک"هم استفاده کنم. از جمله اثاري از "استاد قويدل" و"مهدي اخوان ثالث" که البته انها فرا از شعور و حس هستند و به اعتقاد من،عنوان شاعر براي انها کم است. "از کما چه خبر"؟! راستش از ارايه کما پشيمان شدم.از وقتي که تاجر موسيقي،ان کارها را جمع کردند و همزمان با انتشار پيرهن مشکي انرا روانه بازار کردند تا به من لطمه بزنن من اين تصميم را گرفتم.دوستان باور کنيد که خيلي ها دوست دارند تا من نخوانم!. اينا را واقعا ميگويم اما خدا رو شکر که مردم با من هستند و خوب ميدانند من براي چه ميخوانم. "شما سالهاي پيش يک همشهري معروف ورزشي داشتيد او هم مينابي بود"؟ بله ايشان از افتخارات فوتبال ايران هستند و افتخار ميکنم که همشهري ايشان هستم. "در مورد خوانندگان جنوبي چه صحبتي ذاريد"؟ خوانندگان جنوبي همه عالي هستند.آقاي ناصر عبداللهي که حکم برادر بزرگ مرا دارند و خيلي دوسش دارم،آقاي صنعتگر، آقاي افشار، پيقان و... هم از خوانندگان پاپ کشورمان هستند. از اينکه"ترانه ماه"،قطعه "حرف آخر" را به عنوان ترانه ماه برگزيد چه احساسي داريد؟! من،خودم "حرف آخر"را خيلي دوست دارم.اجازه بدهيد تا ماجراي ساخته شدن اين آهنگ را بگوييم. يک روز در سالن انتظار فرودگاه بودم،اقايي کنار من نشسته بود و تلفن هراهش زنگ ميزد،و او اعتنايي نميکرد و گوشي را بر نميداشت.من خيلي عصبي شده بودم و مدام ميخواستم يه چيزي به او بگويم.اما تحمل کردم و از خدا خواستم تا مرا از شر اين موقعيت نجات دهد.بعد از مدتي که بالاخره صداي موبايل آقا قطع شد،نشستم و براي خودم داستان سازي کردم و در همان فرودگاه، شروع به نوشتن اين ترانه کردم و بقيه انها را در بند عباس نوشتم تا "حرف آخر"به اين صورت شکل گرفت "از البوم دوم شما چه خبر"؟ اين البوم فعلا اسمي ندارد اما قول ميدهم که کاره خوبي باشد.تصميم دارم که تنظيم دو سه آهنگ اين البوم را به دوستان خوبم از جمله پويا نيک پور واگذار کنم.ابن البوم،۱۲ قطعه دارد و کار ضبط در استوديو پيمان عيسي زاده انجام خواهد شد. ضمن اينکه دوست دارم تا در اين کار،از فضاي کلاسيک هم استفاده کنم.موسيقي کلاسيکي که با متدهاي ايران جور در بيايد. "در اين البوم از اهنگهاي قبلي شما هم گنجانده شده"؟ بله دو سه کار قبليه من در اين البوم هست.از جمله قطعه"۱۰ ثانيه" وحرف آخر... من هميشه به خودم ميگويم ما خواننده ها بايد نهايت سعي خودمان را بکنيم تا به ارزوي نهايي خود که ارتباط با مردم و محبوبيت نزد مردم هست دست پيدا کنيم. حالا وقتي به اين موفقيت رسيديم ،چطور ممکن است انها پس بزنيم و برايشان ژست بگيريم؟! اين را گفتم تا بگويم:من هميشه با مردم خواهم بود،دوستدار انها ودر خدمت انها.مردم ما ميدانند و بايد بدانند((رضا صادقي)) هيچگاه عوض نميشود و هميشه در کنار انها خواهد بود. دوستان،اميدوارم هميشه شاد باشيد،هميشه عاشق هميشه مشکي...
+
نوشته شده در سه شنبه 1385/03/16ساعت 12:57 توسط
|

فکر مي کرديم وقتي با رضا صادقي تماس مي گيريم ، با توجه به انتشار اولين آلبوم مجازش از يک سو، موفقيت خيره کننده کنسرت او در جزيره کيش از سوي ديگر و از همه مهمتر حضور او در زادگاهش بندرعباس ، انرژي مثبت زيادي از طريق تلفن به ما منتقل مي شود، اما زهي خيال باطل! حال رضا خرابتر از اينهاست ، خوشبختانه صادقي و خانواده اش در سلامت کامل جسمي هستند اما حرفهاي او ثابت مي کند که رضا از نظر روحي به هم ريخته است. صادقي مي گويد : از اعتماد به ديگران هميشه ضرر کرده ام ، حتما خودم ايرادي دارم که اين جوري نقره داغ مي شوم ، عده اي مي خواهند من را تکه پاره کنند وهر کدام قسمتي از من را بردارند وبروند. توضيح بيشتري مي خواهيم و او حدود بيست دقيقه درددل مي کند وميخواهد حرفهايش را روي کاغذ نياوريم ما هم به قولمان وفا مي کنيم اما به مصلحت رضا و مردم نمي دانيم که گفته هاي او در مورد آلبومي به نام کما که اين روزها با عنوان آلبوم مجاز صادقي به بازار آمده را مطرح نکنيم . او مي گويد : به جامعه اي که در آن زندگي مي کنم اعتماد دارم وبه نشريات گفتم اسم آلبوم دوم من کما است وبه زودي به بازار مي آيد.، عده اي نامرد از اين خبر، نهايت سوءاستفاده را کردند وتعدادي از کارهاي قديمي من را با نام کما وارد بازار سياه کردند من با شهامت مي گويم که در گذشته 180 آهنگ غير مجاز خوانده اما از زماني که قرار شد آلبوم مجاز جمع کنم ، تعهد دادم که ديگر سراغ آثار غير مجاز نروم ، اگر سرم برود حرفم نمي رود، اما حالا طوري عليه من جو ساخته اند که انگار تعهدي را زير پا گذاشته ام اگر مسئولان تحت تاثير آنهايي که عنوان مي کنند من آلبوم کما را بدون داشتن مجوز به بازار فرستاده ام قرار بگيرند من براي هميشه ممنوع الفعاليت مي شوم البته طرفداران قديمي من خوب مي دانند اين آلبوم مال سالها پيش است اما آيا مسئولان هم بايد همه چيز را در مورد گذشته من بدانند؟ من به هيچکس سر سوزني آزار نرسانده ام ، اما نمي دانم چرا اين نامردها براي لطمه زدن به من حتي حاضر به سرمايه گذاري هم هستد. رضا صادقي ادامه مي دهد : من هنوز قطعات آلبوم کما را تکميل نکرده ام براي ساخت ملودي و تنظيم اين آلبوم هم هيچ تصميمي نگرفته ام آن وقت چطور مي شود که قبل از توليد کما ، اين آلبوم در دست مردم باشد؟ رضا حرفهاي ديگر هم مي زند که راضي به مطرح شدن آنها نيست اما درپايان حرفهايش مي گويد از مردم تشکر مي کنم که من را تنها نگذاشتند از مطبوعات هم ممنونم که به فکر من هستند بالاخره هر کاري پستي و بلندي دارد و اميدوارم اين نامهرباني هر چه زودتر تمام مي شود. اما ميشه مگه نگفت متاسفانه چند وقت پيش عده اي پوست موز خور که ديدن رضا صادقي اسم آلبوم جديدشو گفته چند تا آهنگاشو بر داشتن وبه نام آلبوم کما بيرون دادن متاسفانه از اين چيزا زياد بابا شده اين آلبوم در مدت کمي پيش هم توسط يکي از هابهاي غير رسمي پخش شد خوشبختانه ايراني هاي داخل باهوش تر بودند و اين آلبوم در سايت و وبلاگهاي معروف ايراني پخش نشد اين قبيل آلبوم ها نوع پخشش بدين شکل است ک اين سايتها پون آلبوم دم دست ندارن ميان از اين کارا مي کنن البت بنده خداها شايد نيت بدي هم نداشته باشن وجزو اون نامرداي رضا صادقي نباشن ولي بچه گربه که مياد صاحبشو ناز کنه چنگ ميزنه صورتشو زخمي ميکنه بعضا چشمشو کور ميکنه اينا هم از بس رضا صادقي رو دوست دارن ميان از اين کارا ميکنن خلاصه رضا گفت که اسم آلبومشو شايد عوض کنه وبه ما هم که نگفت تا خداي نکرده فکر بدي نشه خلاصه همين ديگه مواظب خودتون باشين رضا صادقي محبوب تر از اين حرفاست که چند تا جوجه فوکولي بيان خرابش کنن فقط ياد بيراين مصاحبه ي اول ما با رضا صادقي رو که عده اي مي گفتند ما اصلا همچني کسي را نمي شناسيم کجان اونا امروز به قدري شادهد پيشرفت خوانندگان داخل هستيم که حد نداره موسيقي ايراني موسيقي نيست که در لوس آنجلس ارائه ميشه فريدون وقتي اونجا بود گل اندام مي خوند اما اينجا اومد شد کبوتر و غريبه. کي باعث اين تفاوت شد موسيقي ايراني ديمبل دمبول نيست البته که گذر پيچ خرمن بادبادک به هوا قربون همه ي شما يکي از کسايي که رضا صادقي کم گوش ميکنه.
+
نوشته شده در سه شنبه 1385/03/16ساعت 12:55 توسط
|

صحبت از مشکي شد و باوري که در ذهن رضا صادقي هست: هميشه گفتم و هميشه تکرار کردهام من گير خاصي به رنگ مشکي ندارم که شما بگوييد آمدهام يک حرف دهنپرکني بزنم و بروم. مشکي براي من يک اعتقاد هست. مشکي شايد بهانهاي براي من باشه که دوست دارم توي افکارم چيزهايي رو که برحسب عادت يک عمري هميشه ادا ميکرديم اينکه مشکي بپوشيم براي عزاداري و ختم و عادت هم کرديم بگوييم درسته و حتي يک لحظه هم فکر نکرديم درست هست يا نه نقض کنم. نميگويم تفکراتي که من دارم افکار خيلي بزرگ و پيچيدهاي هست. اما لااقل جرقهاي هست براي خودم. از مشکي هرگز بدي نديدم. هميشه توي اين فکر بودم که چرا ميگن خداوند منبع عشقه ولي خانهاش رو با پارچهي سياه زينت ميدهند. اگر خداوند منبع عشقه پس تنپوش خانهاش هم بايد يک رنگ عشق باشه. يا اصلا چرا خانهي خدا در شهري که انسانهايش سياه پوست هستند ساخته شده؟! اينها همه الهاماتي هست ه وجود داره. ماه و ستارهاي که همهي شعرا و عرفا ازش حرف ميزنند به زيبايي و نشانهبودن تا عظمت مشکي پشتش نباشه معلوم نيست. ستاره با همهي زيبايي و بزرگياش وقتي صبح ميشود ديگر نيست! در واقع سياهي مثل يک مادر هست که ستارهها رو در آغوش گرفته و به همه نشان ميدهد. وقتي سياهي نباشه ديگه هيچ چيز نيست! هميشه توي اين فکر بودم که اگر قرار هست عشق که يک چيز عميقيست و يک تحول بزرگ در زندگي محسوب ميشه در وجود آدم پيدا بشه چرا آدم به بدي سوق داده ميشه؟! چرا وقتي عاشق ميشويم معتاد ميشويم؟! چرا وقتي عاشق ميشويم يادمون ميافته که صبح تا شب بنشينيم و گريه کنيم؟! چرا دکتر و مهندس نشويم؟! مشکي براي من يک باور و يک اعتقاد هست. اصلا نميخواهم براي دهنپرکني چنين حرفي رو بزنم تا به مردم چيزي رو تحميل کنم. من با مشکي لذت ميبرم... براي مشکيپوشيدن تعمدي داريد؟ نه. فقط لذت ميبرم. اتاق من هم مشکي هست. اصلا تعمد خاصي ندارم و چيزي رو هم القاء نميکنم. چند وقت پيش يکي از دوستانم وقتي اتاقم رو ديد گفت که خيلي قشنگه! من هم اتاقم رو مشکي رنگ ميکنم. گفتم تو ابلهانهترين کار ممکن رو ميکني! چون اين کار براي من قشنگ هست که دوستش دارم اما تو فقط ميخواهي ادا درآوري...
+
نوشته شده در سه شنبه 1385/03/16ساعت 12:55 توسط
|

فراموش نخواهم كرد كه دعاي بزرگي كه فرمود : خدايا به هركه كه دوست مي داري بياموز كه عشق از زندگي كردن برتر است و به هر كه دوست تر مي داري بچشان كه دوست داشتن از عشق برتر است
+
نوشته شده در دوشنبه 1385/03/15ساعت 12:28 توسط
|

عاشق بودن را نه بر حسب شعار بلكه به حكم پروردگار خواهم آموخت و از ان هنگام مشكي را رنگ عشق دانستم كه خداوند را منبع عشق و تن پوش خانه خداوند را رنگ عشق ديديم
+
نوشته شده در دوشنبه 1385/03/15ساعت 12:24 توسط
|

موسيقي من حسي است ...
ادعايي ندارم
همه آن چه كه شما به عنوان آهنگهاي رضا صادقي شنيدهايد،حاصل تلاش و هنر انفرادي اوست. از شعر گرفته تا آهنگسازي، تنظيم و خوانندگي. در شهري كه كيلومترها دورتر از تهران است،ساخته شده. او بسيار خونگرم و رُكگوست. شايد حرفهايي كه او به راحتي درباره خودش ميزند و ترديدي در گفتنش ندارد، براي هر كسي آسان نباشد. او واقعاً به ترانه مشكي و بقيه ترانههايش اعتقاد دارد و آنها را جدي جدي ميداند:
آزاده شهمير نوري
* مشكي براي تو واقعاً رنگ عشق است؟
چرا كه نه!
* چرا هميشه مشكي ميپوشي؟
ما عادت كرديم كه خيلي چيزها را بپذيريم، بدون اين كه دليل منطقي داشته باشد. مثلاً مشكي شوم است. رنگ غم است. رنگ ظلم و ستم است. من از بچگي در ذهنم بود كه اگر اينطوري است،پس چرا رنگ پارچه خانه خدا مشكي است؟ خدايي كه منبع عشق است، پس بايد رنگ عشق روي خانهاش باشد. اين دليل بزرگي بود،يا رنگ چشمهاي مادرم كه تا به حال احساس بدي در آن نديدم. بحث من اصلاً رنگ نيست.من با تفكري كه به آن عادت كرديم مخالفم.
* يعني ميخواهي اين عادت را از بين ببري. غير از لباسها، عصايي كه دستت گرفتي هم سياه كردي! فكر ميكني اين كارها نتيجهاي دارد؟
خوب خيلي رنگهاي ديگرهم هستند كه قابل برداشت هستند، اما طور ديگري بايد آنها را ديد.
* چرا آنها را انتخاب نكردي؟
مشكي خيلي خيلي عميقتر است. فكرم رو مشغول كرده بود.
* به چيزهايي كه ديگران ميگويند و داستانهايي كه تعريف ميكنند ربط دارد؟
نه، نه! نميدانم ما ايرانيها چرا عادت داريم از همه چيز فيلم هندي بسازيم.
اما خيالتان راحت هيچ موضوع شكست، مرگ، نبودن، رفتن، جدا شدن و رها كردن و اينطور چيزها نبوده.
* چرا براي كارهات مجوز نگرفتي؟
تا دو يا سه سال پيش اصلاً به فكر اين نبودم كه مجوز آلبوم بگيرم و كارهام را به بازار بفرستم، اما از دو، سه سال پيش كه به فكر افتادم و اقدام كردم. من نميخواستم كار بدون مجوز بيايد. آلبومم به زودي يعني اوايل سال آينده با مجوز به بازار ميآيد.
* هيچ دخالتي در پخش شدن كارت نداشتي؟
نه، هيچ دخالتي نداشتم. دست به دست گشت. اما بعد خيلي هم ناراحت نشدم. براي من اين كارها سياه مشق بود. چون موسيقي را آكادميك نخوانده بودم ميخواستم بفهمم كجاي كار بد است، كجا خوب است. وقتي آمدم تهران و كارها را ضبط استوديويي كردم ديدم كه تعدادي از آهنگها پخش شد.
* چند وقت دنبال مجوز آلبومت بودي؟
يك بار. من يك اخلاق بد دارم و آن اين است كه هيچ وقت اصرار نميكنم، وقتي به كارم مجوز ندادند من هم رها كردم و ديگر دنبالش نرفتم.
* يعني فقط يك بار! خيليها بارها رفتند و آمدند تا بالاخره مجوز گرفتند، فكر نميكني خيلي زود نااميد شدي؟!
البته بعدش چند بار دوستان رفتند دنبال مجوز اما خودم ديگر نرفتم. مگه من چه حرف بدي ميزدم كه نبايد مجوز بگيرد. اصلاً بحث من همين است كه چرا بيخودي به بعضي از كارها مجوز نميدهند.
* پس تو به تنهايي ميخواهي همه چيز را درست كني؟
بايد درست شود. چه به دست من و چه به دست ديگران. گفتند شعرهايش بيمحتواست، ملودياش بيمحتواست. گفتم خوب پس بروم بيشتر كار كنم و درستش كنم. اما بعد ديدم كه بيمحتواتر از ما زياد هست. چطور كسي كه ميخواند «با كت شلوار طوسي دارم ميروم عروسي» مجوز ميگيرد اما من مجوز نميگيرم.
* خوب شايد دلايلشان منطقي بود؟
اصلاً نگفتند كه چرا بد است و رد شده. كجا ايراد دارد. شايد كارهاي 76 و 77 مشكلاتي داشت. اما آنهايي كه بردم ارشاد مشكل موسيقيايي نبود. مشكل سليقهاي بود. من هيچ ادعايي ندارم. موسيقي من موسيقي نيست. شعرهايم هم شعر هم نيست. هر اسمي ميخواهيد روي آن بگذاريد. من خودم زير شعرهايم نوشته بودم كلام. هيچ تعصبي هم ندارم. موسيقي من حس من است. ميخواهم حسم را اينطوري بيان كنم. خيليها مثل آقاي بيات و انتظامي كار
ميسازند. آنها موسيقي است. تجربه و تحليل دنبالش است. اما موسيقي من وخيليهايي كه هم نسل من هستند،
شكل ديگري است.
هشتاد درصدش احساس است، اما مردم دوستش دارند.
* بعد دچار مشكل نشدي؟
نه. من در ايران در بندرعباس دو كنسرت دادم. كارهايم براي كنسرت مجوز دارد اما براي آلبوم ندارد. بعد از عيد هم قرار است در شيراز امتحان بدهم. در ضمن 8 آهنگ من مجوز گرفته و بعد از عيد آلبومم هم بيرون ميآيد.
* سبك موسيقي تو و شعرهايي كه استفاده كردي طوري است كه از نظر هنري خيلي نميتوان از آن دفاع كرد. چرا اين موسيقي را انتخاب كردي؟
من اين موسيقي را دوست دارم. بخش زيادي از موسيقي من حسي است. ادعايي ندارم و اگر نقدي بر آن باشد ميپذيرم.
+
نوشته شده در یکشنبه 1385/03/14ساعت 19:42 توسط
|

رضا صادقي 25 مرداد1358 در شهر بندرعباس به دنيا آمد. و اصالتش از شهريست زيبا به نام ميناب (آناميس) . نظر به اينكه در خانواده مذهبي و مقيد چشم به دنيا گشوده بود ابتدا خواندن را با تلاوت قرآن آغاز كرد. علاقه مندي او به مسائل هنري باعث شد تا در زمينه موسيقي فعاليتش را آغاز كند . سال 1368 ابتداي راه و به نوعي اولين جرقه فكري او بود با توجه به اينكه در آن سالها منطقه بندرعباس امكانات بسيار محدودي براي فراگيري داشت . او با مطالعه كتابهاي متفاوت در اين زمينه ساختار فكري خود را در مورد اين هنر بسيار رويايي و لطيف استحكام بخشيد . علاقه مندي او به موسيقي مدرن باعث شد تا از نگاه موزيسين هاي بزرگ براي بعد كاري خود استفاده كند
در سال 1371 اولين آهنگ خود را به نوعي ميشود گفت ساخت . به نام راز عشق . شايد در آن سالها كارهاي او مورد قبول واقع نمي شد زيرا تفكرات به سوئي ديگر سوق گرفته بود. در سال 1372 اولين كار را در قالب كاست ارائه كرد كه به نام همان راز عشق بود. اما از حق نگذريم هيچ نوع بار هنري نمي شد در آن پيدا كرد اما حركتي تازه بود
در سال 1373 با كمي دقت دومين كار خود را ارائه كرد به نام بال پرواز كه بعد از آن كاست نظر عموم نسبت به كارهاي او جلب شد و او با شوق بيشتري به كسب تجربه و اطلاعات گام به جلو بر مي داشت
بنا به دلايلي در سال 1374 به طور موقت دست از كارهاي هنري برداشت و شايد همان مدت براي او مدت زمان پر باري بود و اواخر سال 1374 بود كه با ارائه كاستي تحت نام كلاغ غارغاري شروع دوباره اما تا حدودي قوي تر از قبل را تجربه كرد
علاقه زياد او به هنرمنداني چون استاد چشم آذر و بيات باعث شد تا به كارهاي ايشان و بزرگاني ديگر توجه خاص داشته باشد. و كارهاي او تحت شعاع آنها قرار گرفت
البته او در زمينه شعر و ادبيات فعاليت دارد و ارادت او به شاعراني چون اخوان ثالث - حافظ - مولانا - سهراب سپهري - شاملو و ماگوت بيگل باعث شد ذهنيت فكري آنها را در راه خود نورپردازي كند . البته لازم به ذكر است كه 95% كارهاي او با كلامهاي خود اوست
در سال 1375 كاست گل لاله را ارائه داد كه به نوعي با كارهاي قبلي او تفاوت داشت . او سير نسبتا صعودي را دنبال كرد به طوري كه در سال 1376 بندرقديم 1377 مستانه و ديوانه در سال 1378 روياي شيرين و ده ثانيه را با هم در يك سال ارائه داد
سال 1379 سال آرامش و كسب تجربه بود و پربار . يك حادثه زيبا در روياهاي او - لحظه ها را برايش سرشار كرده بود تا اينكه در سال 1380 كاست عاشقم من را كه با گيتار اجرا شد را به بازار ارائه داد كه مورد استقبال خاصي قرار گرفت . البته اين كاست قبل از اينكه ويرايش شود به بازار رفت كه در مورد آن جاي بحثي طولاني است
آن حادثه زيبا و رويايي نگاه تازه او به عشق و عاشق شدن بود و ديدن زشتيها را با نگاه ديگر. او مدت 8 سال پيراهين مشكي به تن داشت و همه مردم او را مشكي پوش مي شناختند تا اينكه در سال 1381 كاست حكايت مشكي پوش را به مردمي تقديم كرد كه سالها او را با مهرشان به اوج سوق مي دادند
حكايت مشكي پوش آغازي است براي حركتي ار نوع مشكي پوش
براي دنيا زيبا كه مشكي هم در آن زيبايي جاي خاصي دارد
رضا صادقي با همسفري آهنين به نام عصا به سوي دنياي سبز فردا به پيش مي رود شايد خود اوهم مي داند كه مانده تا برف زمين آب شود اما او با گرمي كه از جنوب به ارث برده ابن برف ها را آب خواهد كرد
گرچه نتوانسته تا كنون به طور گسترده به ارائه كارهاي خود بپردازد اما روزي همه دنيا صداي مشكي پوش را خواهند شنيدو همه خواهند دانست كه
مشكي پوش مثل سنگه با غصه هاش مي جنگه
مي جنگه تا هميشه قصه تموم نمي شه
+
نوشته شده در یکشنبه 1385/03/14ساعت 19:41 توسط
|
